آرشیو کانون
صفحه اصلی
آثار
هنرمندان
تایملاین
درباره
باز کردن منو
بازگشت به آثار
مه
احمد شاملو: مه (کانون پرورش فکری)
سال خورشیدی
۱۳۵۱
سال میلادی
۱۹۷۲
دستهبندی
شعر
هنرمندان
راوی
احمد شاملو
رسانهها
صوت
فایل اصلی بازیابی نشده است
متن
مِه
بیابان را، سراسر، مه گرفتهست.
چراغِ قریه پنهان است
موجی گرم در خونِ بیابان است
بیابان، خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیانِ گرمِ مه، عرق میریزدش آهسته از هر بند.
«ــ بیابان را سراسر مه گرفتهست. [میگوید به خود، عابر]
سگانِ قریه خاموشاند.
در شولای مه پنهان، به خانه میرسم. گلکو نمیداند. مرا ناگاه در
درگاه میبیند، به چشمش قطره اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
«ــ بیابان را سراسر مه گرفتهست… با خود فکر میکردم که مه گر
همچنان تا صبح میپایید مردانِ جسور از خفیهگاهِ خود به دیدارِ عزیزان بازمیگشتند.»
◊
بیابان را
سراسر
مه گرفتهست.
چراغِ قریه پنهان است، موجی گرم در خونِ بیابان است.
بیابان، خسته لببسته نفسبشکسته در هذیانِ گرمِ مه عرق میریزدش آهسته از هر بند…
۱۳۳۲
از مجموعۀ «هوای تازه»