آرشیو کانون
صفحه اصلی
آثار
هنرمندان
تایملاین
درباره
باز کردن منو
بازگشت به آثار
در عطر عشق
نصرت رحمانی: در عطر عشق (کانون پرورش فکری)
سال خورشیدی
۱۳۵۶
سال میلادی
۱۹۷۷
دستهبندی
شعر
هنرمندان
راوی
نصرت رحمانی
رسانهها
صوت
دانلود
متن
در عطر عشق
و آب بود که میرفت
کوچه خلوت بود.
صدای قلب تو آری،
صدای قلب تو پاشید بر در و دیوار
و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب
میان بندبند کهنهی دیوار آجری گُم شد.
فضای کوچهی میعاد
طنین خاطرهی ضربههای گام تو را
به ذهن منجمد سنگفرش امانت داد.
و آب بود که میرفت . . .
ثقیل میآید. چرا؟
که سنگ کوچهی بیانتظار اگر بودی
سخن روال دگر داشت.
به آب بوسه زدی
خنده در شکاف لبت آب گشت،
جاری گشت.
چه میتوانم گفت؟ ـ دوباره پرسیدم ـ
سکوت!
سکوت درمان نیست.
اگر نهفتن درد التیام واهی بود
لبان خستهی من قفل آهنین میشد.
و آب بود که میرفت. . .
باد میآمد.
شکوفهی لبخند
کنار جلوی لبانت
خموش میپژمرد.
چه کوچه خلوت بود . . .